مد قرار نمیگرفت؛ در حالی که آب رودخانه شور و مشرکان کدر بود و تحت تأثیر جزر و مد دعانویس قرار میگرفت، اگرچه در آن فاصله، تأثیر آن بسیار کاهش یافته بود. سواحل رودخانه سیاه، همانطور که این نهر جدید دعا نامیده میشد، پوشیده از درختان انبوه است، که در مورد نهر اصلی صدق نمیکند. آنها حدود صد یارد وارد آن شده بودند تا اینکه متوجه شدند از رودخانه اصلی خارج شدهاند. اما چون مایل به ادامه مسیر بودند، روز بعد، پیچ و دعانویس دیواندره خمهای آن را به مدت سه لیگ دنبال کردند. در بیشتر ابطال کردن جادو این مسافت، دعا جریان
قوی آب در کیمیاگری مقابل آنها قرار گرفت و درختان افتاده در بستر رودخانه نیز مانع زیادی برای آنها ایجاد کردند. در بسیاری از قسمتها، شیاطین قایق خود را با کمک شاخههای آویزان یا ریشههای بیرون زده میکشیدند. و متون کهن عرض رودخانه معمولاً بیش از پنجاه یارد نبود. از آنجایی که هیچ قایق دعانویس سقز بادبانی نمیتوانست از آنجا عبور کند، ستوان اسکایرینگ مطمئن شد که در مسیر درست نیست. بنابراین، به رودخانه اصلی بازگشت و به راه خود ادامه داد.{۳۲۹}در طول دو روز بعدی، از آن بالا رفتند. در دو مایلی بالای محل تقاطع، جزر و مد دیگر احساس نمیشد؛
و جریان تندی به آنها برخورد کرد که قدرتش افزایش یافت تا جایی که دیگر قادر به متوقف کردن آن نبودند؛ و از آنجایی که درختان روییده در کنارهها مانع از ردیابی طلسم نویس قایقهایشان اعمال صالح میشدند، نمیتوانستند بیشتر بالا بروند. این مکان بیش از کافر یازده مایل از دریا فاصله نداشت؛ اگرچه از مسیر پر پیچ و خم نهر، آنها دو برابر این مسافت را طی کرده بودند و حدود دو مایل از دامنه کوهی که رودخانه از طلسم آنجا سرازیر میشود، فاصله داشتند. کوه بسیار مرتفع بود و درهها یا ارواح دعا تنگهها پر از یخچالهای طبیعی بودند. از
توصیف بایرون، به نظر نماز خواندن میرسد که مقدس ستوان اسکایرینگ دعانویس نزدیک محل حمل کشتی بوده است؛ اما از آنجایی که تأخیر بیشتر نتیجه خوبی نداشت، او بسیار محتاطانه بازگشت و در حین حرکت با دقت به اطراف نگاه کرد دعانویس بندر ترکمن تا نشانههایی از پیشینه تاریخی محل پهلوگیری پیدا کند، اما موفق نشد. او دوباره از سد عبور کرد، بدون هیچ طلسم حادثهای به آدلاید قدیس رسید و روز بعد با آن به جزیره خاویر رفت. در مسیر، آنها از جزیره دد تری عبور کردند؛ جایی که با مشاهده فک روی صخرهها، قایقی به ساحل فرستاده شد و خدمه آن موفق
شدند چند فیل دریایی به طول بیست فوت را بکشند. با مساعد بودن هوا، آنها توانستند در ضلع شمالی جزیره خاویر پهلو بگیرند تا بررسی قبلی را دعانویس بهبود فرشته بخشند؛ و عصر در خلیج دعانویس خاویر لنگر انداختند، جایی که چهار روز ماندند؛ دعاگر اجنه غیر مسلمان در این مدت، تنگه نسخ خطی ژزوئیت مورد کاوش قرار گرفت و مشخص شد که به دو خلیج طلسم باریک منتهی میشود. از آنجایی که این خلیج، فرشتگان دهانهای بادپناه است، ورود به آن برای هر کشتیای مناسب نیست. نام تنگه یسوعیت جادو و نام دو خلیج کوچک در پایین شماره ملا آن، بنیتو و جولیان،
یادبود مبلغانی است که در سفر اکتشافی سال 1778 وارد آن شده و آن را کاوش کردند. [176] سید و حاجی (آگوئروس، ص 232.) کشتی آدلاید شب بعد در خلیج ایگناسیو، در انتهای جنوبی جزیره خاویر، لنگر انداخت، جایی که ستوان اسکایرینگ{۳۳۰}برای کشتیهای کوچک توصیه میشود؛ عمق آب شش یا هشت فاتوم است و لنگرگاه به خوبی از باد محافظت میشود. در روز سی و یکم، آنها در زیر جادو سیاه جزایر هازارد، در دهانه کانال مانش، لنگر انداختند: ستوان اسکایرینگ مینویسد: «آمادگی برای شروع شیطانی کار جدید با سال نو؛ زیرا از زمان ورود به خلیج، به جز هنگام دعانویس لنده بررسی سن
تادئو، ما رد پای بیگل را دنبال کرده بودیم و فقط آنچه را که ناتمام گذاشته بود، روح تکمیل کرده بودیم؛ اما از این مکان به بعد همه چیز توسل جدید میشد. این آخرین لنگرگاه وحشی بود که او گرفته بود؛ همزاد و اگرچه اکنون در بهترین موقعیت و در اوج تابستان تثبیت شده بود، اما موقعیت خود را تقریباً به اندازه موقعیت او خطرناک یافتیم. «اوایل اول ژانویه ۱۸۳۰، آقای کرک با یک رمل قایق مخصوص صید نهنگ رفت تا دهانههایی را که در دهانهشان لنگر انداخته بودیم بررسی کند: او ابجد در روز نهم برگشت و تا انتها
دنبال کرد، فرشتگان همه آنها کمترین شباهتی به کانال نداشتند. دو تا از بزرگترین آنها، جنوبی و شرقی، به طول سی مایل به کوردیلرا نفوذ کرده بودند. همه این خورها، بازوهای باریک اما حاجت گرفتن عمیق دریا هستند که بین رشتهکوههایی از تپههای بسیار شیبدار
قوی آب در کیمیاگری مقابل آنها قرار گرفت و درختان افتاده در بستر رودخانه نیز مانع زیادی برای آنها ایجاد کردند. در بسیاری از قسمتها، شیاطین قایق خود را با کمک شاخههای آویزان یا ریشههای بیرون زده میکشیدند. و متون کهن عرض رودخانه معمولاً بیش از پنجاه یارد نبود. از آنجایی که هیچ قایق دعانویس سقز بادبانی نمیتوانست از آنجا عبور کند، ستوان اسکایرینگ مطمئن شد که در مسیر درست نیست. بنابراین، به رودخانه اصلی بازگشت و به راه خود ادامه داد.{۳۲۹}در طول دو روز بعدی، از آن بالا رفتند. در دو مایلی بالای محل تقاطع، جزر و مد دیگر احساس نمیشد؛
و جریان تندی به آنها برخورد کرد که قدرتش افزایش یافت تا جایی که دیگر قادر به متوقف کردن آن نبودند؛ و از آنجایی که درختان روییده در کنارهها مانع از ردیابی طلسم نویس قایقهایشان اعمال صالح میشدند، نمیتوانستند بیشتر بالا بروند. این مکان بیش از کافر یازده مایل از دریا فاصله نداشت؛ اگرچه از مسیر پر پیچ و خم نهر، آنها دو برابر این مسافت را طی کرده بودند و حدود دو مایل از دامنه کوهی که رودخانه از طلسم آنجا سرازیر میشود، فاصله داشتند. کوه بسیار مرتفع بود و درهها یا ارواح دعا تنگهها پر از یخچالهای طبیعی بودند. از
توصیف بایرون، به نظر نماز خواندن میرسد که مقدس ستوان اسکایرینگ دعانویس نزدیک محل حمل کشتی بوده است؛ اما از آنجایی که تأخیر بیشتر نتیجه خوبی نداشت، او بسیار محتاطانه بازگشت و در حین حرکت با دقت به اطراف نگاه کرد دعانویس بندر ترکمن تا نشانههایی از پیشینه تاریخی محل پهلوگیری پیدا کند، اما موفق نشد. او دوباره از سد عبور کرد، بدون هیچ طلسم حادثهای به آدلاید قدیس رسید و روز بعد با آن به جزیره خاویر رفت. در مسیر، آنها از جزیره دد تری عبور کردند؛ جایی که با مشاهده فک روی صخرهها، قایقی به ساحل فرستاده شد و خدمه آن موفق
شدند چند فیل دریایی به طول بیست فوت را بکشند. با مساعد بودن هوا، آنها توانستند در ضلع شمالی جزیره خاویر پهلو بگیرند تا بررسی قبلی را دعانویس بهبود فرشته بخشند؛ و عصر در خلیج دعانویس خاویر لنگر انداختند، جایی که چهار روز ماندند؛ دعاگر اجنه غیر مسلمان در این مدت، تنگه نسخ خطی ژزوئیت مورد کاوش قرار گرفت و مشخص شد که به دو خلیج طلسم باریک منتهی میشود. از آنجایی که این خلیج، فرشتگان دهانهای بادپناه است، ورود به آن برای هر کشتیای مناسب نیست. نام تنگه یسوعیت جادو و نام دو خلیج کوچک در پایین شماره ملا آن، بنیتو و جولیان،
یادبود مبلغانی است که در سفر اکتشافی سال 1778 وارد آن شده و آن را کاوش کردند. [176] سید و حاجی (آگوئروس، ص 232.) کشتی آدلاید شب بعد در خلیج ایگناسیو، در انتهای جنوبی جزیره خاویر، لنگر انداخت، جایی که ستوان اسکایرینگ{۳۳۰}برای کشتیهای کوچک توصیه میشود؛ عمق آب شش یا هشت فاتوم است و لنگرگاه به خوبی از باد محافظت میشود. در روز سی و یکم، آنها در زیر جادو سیاه جزایر هازارد، در دهانه کانال مانش، لنگر انداختند: ستوان اسکایرینگ مینویسد: «آمادگی برای شروع شیطانی کار جدید با سال نو؛ زیرا از زمان ورود به خلیج، به جز هنگام دعانویس لنده بررسی سن
تادئو، ما رد پای بیگل را دنبال کرده بودیم و فقط آنچه را که ناتمام گذاشته بود، روح تکمیل کرده بودیم؛ اما از این مکان به بعد همه چیز توسل جدید میشد. این آخرین لنگرگاه وحشی بود که او گرفته بود؛ همزاد و اگرچه اکنون در بهترین موقعیت و در اوج تابستان تثبیت شده بود، اما موقعیت خود را تقریباً به اندازه موقعیت او خطرناک یافتیم. «اوایل اول ژانویه ۱۸۳۰، آقای کرک با یک رمل قایق مخصوص صید نهنگ رفت تا دهانههایی را که در دهانهشان لنگر انداخته بودیم بررسی کند: او ابجد در روز نهم برگشت و تا انتها
دنبال کرد، فرشتگان همه آنها کمترین شباهتی به کانال نداشتند. دو تا از بزرگترین آنها، جنوبی و شرقی، به طول سی مایل به کوردیلرا نفوذ کرده بودند. همه این خورها، بازوهای باریک اما حاجت گرفتن عمیق دریا هستند که بین رشتهکوههایی از تپههای بسیار شیبدار
چهارشنبه ۲۱ مرداد ۰۵ ۱۱:۳۴
- ۱۷ بازديد
- ۰ ۰
- ۰ نظر