جمعه ۰۱ اسفند ۰۴ ۱۲:۰۲ ۱ بازديد
WJF)، جلد دوم، صفحه ۴۲۰، نقل شدهاند . [507]برای جزئیات، به ایرلند قبل از اتحاد ، صفحه ۸ مراجعه کنید . (دوبلین: دافی.) [508]خبرنگار ، ۴ نوامبر ۱۸۱۷. [509]نامه خانم جان فیلپوت کوران، مورخ «صومعه، راثفارنهام، ۱۴ سپتامبر ۱۸۷۲». [510]جان ایگان، عضو پارلمان ایرلند، با رأی دادن علیه اتحادیه، مقام قضایی خود را از دست داد و در فقر درگذشت. او که تا آخر عمر میهنپرستی وفادار بود، به گروهی تعلق داشت که کوران و مکنالی در آن بودند. دعا اولین آشنایی کوران با او در یک ماجرای ناموسی بود. ایگان، مرد درشتاندامی، دعانویس درچه از امتیاز بزرگی که جثه کوچک کوران به او میداد، شکایت داشت.
کوران پاسخ داد: «من از هرگونه سوءاستفاده از شما، هر چه که باشد، بیزارم. بگذارید اندازه من به نفع شما تمام شود، و من کاملاً راضی هستم که هر شلیکی که خارج از آن هدف اصابت کند، بیفایده باشد.» [511]این یک سوال است که آیا «مک» در جامعه، به اندازهای که وانمود میکرد، مشروب میخورد یا خیر. به مقدمه ، صفحه ۱۸۵ مراجعه کنید بهترین دعانویس شهر . [512]زندگی کوران ، ۱۸۲۰، جلد دوم ۳۸۰. حروف جادو و طلسمات ایتالیک در متن اصلی. [513]به نظر میرسد که او آنقدر که به فیلیپس وانمود کرده بود، معلول نشده بود. جان پی. پرندرگاست، یک فرد نود ساله، به یاد میآورد بهترین دعانویس شهر که مکنالی در مراسم اصلاح و پیرایش در سال ۱۸۱۷ گفته بود: «من یک دعانویس راوند انگشت و یک شست دارم تا بینی هر مردی را طلسم نویس
که جرات کند اعمال مرا زیر سوال ببرد، بفشارم.» خوشبختانه نویسندهی فعلی در آن روزها زندگی نمیکرد. برای اطلاع از چگونگی عملکرد یک شست، به صفحه ۱۷۷ مراجعه کنید . [514]نامهی جناب آقای جی. جی. اسکالان، پزشک، به نویسنده. بلک راک، ۲۳ آوریل ۱۸۹۰. ممکن است فرض دکتر کاملاً درست نباشد. [515]آقای لکی میگوید که «مکنالی فرصتهای بسیار خوبی برای فهمیدن دعانویس قهدریجان احساسات گراتان داشت» (vii. 281). گراتان در 14 مه و مکنالی در طلسم نویس 13 فوریه درگذشت. [516]کشیش جان کرنی، از کلیسای سنت کاترین، به نویسنده، ۱۰ فوریه ۱۸۶۰. [517]به نظر میرسد مکنالی و پدر اسمیت از قدیم با هم رفیق بودهاند.
از سال ۱۸۰۵، «جیدبلیو» در یکی از نامههای بدون تاریخ خود مینویسد: «اسمیت، کشیشی که طلسم نویس قبلاً از او نام بردم، دیشب به من اطلاع داد که شخصی ظرف این چند روز از فرانسه به اینجا رسیده است. اطلاعاتی که او ارائه میدهد، تضمینی بر هبوط فرانسویها به اینجا است و اینکه ناوگان اکنون با این شیء در اقیانوس اطلس است. من به اطلاعات او اعتبار نمیبخشم. استخراج دعانویس داران جزئیات یا نامها را غیرممکن یافتم، اما قرار است فردا (یکشنبه) او را ببینم.» اسمیت، که به مکنالی به عنوان یک جاسوس مشکوک بود، احتمالاً اخبار او را با چاشنی جنجالآفرینی همراه کرده بود و «مک» بدون شک او را به عنوان یک پیشاهنگ مفید میدانست.
اینکه او مردی شایعهپراکن و دهانگشا بود، روایت او از مأموریت بسیار خطیر خود به بستر مرگ جاسوسان را نشان میدهد. او هرگز ترفیع نگرفت و در نهایت طلسم چنان ناشنوا شد که هنگام ادای بهترین دعانویس شهر اعترافاتش، همیشه ماهیت گناه آشکار شده را با صدای بلند تکرار میکرد جادو و طلسمات تا مطمئن شود که آن را به درستی شنیده است و نتیجه آن شرمساری دعانویس فولاد شهر بسیار دردناکی برای چنین عبادتکنندگان همسایهای بود که نمیتوانستند از ارتباط با طلسم وجدان توبهکار خودداری کنند. مکاتبات ولینگتون (ایرلند) بهترین دعانویس شهر ، صفحات ۱۹۲-۳ ، و «اطلاعات طلسم یک کشیش در مورد تهاجم تهدیدآمیز» را مقایسه کنید.
[518]لیونز، در کتاب «هیئت منصفه وستمیت» ، با لحنی تحقیرآمیز مینویسد که قوم لئونارد مکنالی به تجارت مشغول بودند؛ اما طبق سنگ قبرشان در دانیبروک، زمانی مالک قلعه و زمینهای راهوبث بودند. مانند دیگر اشراف ایرلندیِ پیرو آیین ممنوعه، آنها در دوران مجازات از دین خود دست کشیدند و نام لئونارد مکنالی در فهرست رسمی «پاپیستهایی» که در اوایل سلطنت جورج سوم دعا «پیروی» کردند، یافت میشود. چگونگی وقوع این امر در یادداشت شیل در مورد مکنالی در سال ۱۸۲۰ قابل ردیابی است: «پدربزرگش ملک شخصی بسیار قابل توجهی داشت که آن را در ساختمانی در دوبلین بنا نهاد؛ اما پس از دریافت اجارهنامههایی که منجر به کشف این ملک میشد، در نتیجه لایحهای تحت قوانین دعا طلسم پاپ، از آن محروم شد.
پدرش دعا در نوزادی او درگذشت، در آن زمان لایحه کشف ثبت شد و توجه کمی به تحصیلات او شد.» «وصیتنامه لئونارد مکنالی، تاجر دوبلینی،» طلسم که در سال ۱۷۵۶ درگذشت، در اداره اسناد نگهداری میشود.
کوران پاسخ داد: «من از هرگونه سوءاستفاده از شما، هر چه که باشد، بیزارم. بگذارید اندازه من به نفع شما تمام شود، و من کاملاً راضی هستم که هر شلیکی که خارج از آن هدف اصابت کند، بیفایده باشد.» [511]این یک سوال است که آیا «مک» در جامعه، به اندازهای که وانمود میکرد، مشروب میخورد یا خیر. به مقدمه ، صفحه ۱۸۵ مراجعه کنید بهترین دعانویس شهر . [512]زندگی کوران ، ۱۸۲۰، جلد دوم ۳۸۰. حروف جادو و طلسمات ایتالیک در متن اصلی. [513]به نظر میرسد که او آنقدر که به فیلیپس وانمود کرده بود، معلول نشده بود. جان پی. پرندرگاست، یک فرد نود ساله، به یاد میآورد بهترین دعانویس شهر که مکنالی در مراسم اصلاح و پیرایش در سال ۱۸۱۷ گفته بود: «من یک دعانویس راوند انگشت و یک شست دارم تا بینی هر مردی را طلسم نویس
که جرات کند اعمال مرا زیر سوال ببرد، بفشارم.» خوشبختانه نویسندهی فعلی در آن روزها زندگی نمیکرد. برای اطلاع از چگونگی عملکرد یک شست، به صفحه ۱۷۷ مراجعه کنید . [514]نامهی جناب آقای جی. جی. اسکالان، پزشک، به نویسنده. بلک راک، ۲۳ آوریل ۱۸۹۰. ممکن است فرض دکتر کاملاً درست نباشد. [515]آقای لکی میگوید که «مکنالی فرصتهای بسیار خوبی برای فهمیدن دعانویس قهدریجان احساسات گراتان داشت» (vii. 281). گراتان در 14 مه و مکنالی در طلسم نویس 13 فوریه درگذشت. [516]کشیش جان کرنی، از کلیسای سنت کاترین، به نویسنده، ۱۰ فوریه ۱۸۶۰. [517]به نظر میرسد مکنالی و پدر اسمیت از قدیم با هم رفیق بودهاند.
از سال ۱۸۰۵، «جیدبلیو» در یکی از نامههای بدون تاریخ خود مینویسد: «اسمیت، کشیشی که طلسم نویس قبلاً از او نام بردم، دیشب به من اطلاع داد که شخصی ظرف این چند روز از فرانسه به اینجا رسیده است. اطلاعاتی که او ارائه میدهد، تضمینی بر هبوط فرانسویها به اینجا است و اینکه ناوگان اکنون با این شیء در اقیانوس اطلس است. من به اطلاعات او اعتبار نمیبخشم. استخراج دعانویس داران جزئیات یا نامها را غیرممکن یافتم، اما قرار است فردا (یکشنبه) او را ببینم.» اسمیت، که به مکنالی به عنوان یک جاسوس مشکوک بود، احتمالاً اخبار او را با چاشنی جنجالآفرینی همراه کرده بود و «مک» بدون شک او را به عنوان یک پیشاهنگ مفید میدانست.
اینکه او مردی شایعهپراکن و دهانگشا بود، روایت او از مأموریت بسیار خطیر خود به بستر مرگ جاسوسان را نشان میدهد. او هرگز ترفیع نگرفت و در نهایت طلسم چنان ناشنوا شد که هنگام ادای بهترین دعانویس شهر اعترافاتش، همیشه ماهیت گناه آشکار شده را با صدای بلند تکرار میکرد جادو و طلسمات تا مطمئن شود که آن را به درستی شنیده است و نتیجه آن شرمساری دعانویس فولاد شهر بسیار دردناکی برای چنین عبادتکنندگان همسایهای بود که نمیتوانستند از ارتباط با طلسم وجدان توبهکار خودداری کنند. مکاتبات ولینگتون (ایرلند) بهترین دعانویس شهر ، صفحات ۱۹۲-۳ ، و «اطلاعات طلسم یک کشیش در مورد تهاجم تهدیدآمیز» را مقایسه کنید.
[518]لیونز، در کتاب «هیئت منصفه وستمیت» ، با لحنی تحقیرآمیز مینویسد که قوم لئونارد مکنالی به تجارت مشغول بودند؛ اما طبق سنگ قبرشان در دانیبروک، زمانی مالک قلعه و زمینهای راهوبث بودند. مانند دیگر اشراف ایرلندیِ پیرو آیین ممنوعه، آنها در دوران مجازات از دین خود دست کشیدند و نام لئونارد مکنالی در فهرست رسمی «پاپیستهایی» که در اوایل سلطنت جورج سوم دعا «پیروی» کردند، یافت میشود. چگونگی وقوع این امر در یادداشت شیل در مورد مکنالی در سال ۱۸۲۰ قابل ردیابی است: «پدربزرگش ملک شخصی بسیار قابل توجهی داشت که آن را در ساختمانی در دوبلین بنا نهاد؛ اما پس از دریافت اجارهنامههایی که منجر به کشف این ملک میشد، در نتیجه لایحهای تحت قوانین دعا طلسم پاپ، از آن محروم شد.
پدرش دعا در نوزادی او درگذشت، در آن زمان لایحه کشف ثبت شد و توجه کمی به تحصیلات او شد.» «وصیتنامه لئونارد مکنالی، تاجر دوبلینی،» طلسم که در سال ۱۷۵۶ درگذشت، در اداره اسناد نگهداری میشود.
