پنجشنبه ۳۰ بهمن ۰۴ ۱۱:۲۳ ۲ بازديد
معمولی افتاده است، همانطور که در زمان دیکنز بود. تمام آن سیاه، کثیف، زنگزده و پوسیده است و ذهن را با نوعی مالیخولیا پر میکند، همانطور که چیزهایی که "از جایگاه والای خود سقوط میکنند" این کار را میکنند. در سمت راست، یک ردیف پله به سمت گالری بالا میرود که نزدیک آن یک بالکن کوتاه و عجیب قرار دارد. این همان "وایت هارت" قدیمی یا تمام چیزی است که از آن باقی مانده است، که با این حال، هنوز تعداد مشخصی از بهترین دعانویس شهر مستاجران را در خود جای میدهد. در طرف دیگر "وایت هارت" جدیدتر با ردیف طولانی پنجرههای شیشهای قرار دارد که به نظر میرسد مکانی کاملاً راحت باشد.[17] توقف بعدی طلسم نویس ما در «جورج» است دعانویس ملکان که واقعاً منظرهای روشن و دلنشین دارد.
فضای شلوغ طلسم و پرجنبوجوش کسب و کار. این حیاط با وجود بینظمیاش، چندان هم بیمنظره نیست، گالریهای چوبی قدیمی با ساختمانهایی با طرحهای متفاوت که برخی از آنها به سمت جلو پیش آمدهاند، جایگزین شدهاند. گالریها با رنگآمیزی و گلهای فراوان، شاد و سرزنده هستند؛ و در مجموع، به طلسم نویس نظر میرسد که میتوان در مسافرخانهی خود در اینجا به راحتی استراحت کرد. «سر ملکه» که کمی پایینتر قرار دارد، مجموعهای بسیار مؤثر از ساختمانهای نامنظم است که حتی زیباتر هم هست. دو دعانویس عجب شیر گالری بهترین دعانویس شهر در سمت چپ آن قرار دارد، اما بخش دیگری برای فضای بیشتر و راحتی، تختهبندی شده است.
یک طاق بلند در بلوک مرکزی، نمایی شبیه به د هوگ از حیاط دیگری در آن دعا سوی آن ارائه میدهد، در حالی که یک بار با پنجرههای قوسی در جلو ساخته شده است و حال و هوای کاپیتان کاتل را تداعی میکند.{۱۸۱}اینجا نیز سقف کاشیکاری شدهی جادو و طلسمات دعا سنگینی وجود دارد که بر فراز آن گنبدی کوچک و نوکتیز قرار گرفته است، که بیتاثیر هم نیست. به سختی میتوان صدای همهمه شهر را بدون آن شنید. چه کسی در این مکانها «مینشیند»؟ چه نوع «سرگرمی برای طلسم انسان یا حیوان» وجود دعانویس سردرود دارد؟ مهمانان چه مدت اقامت میکنند؟ اینها سوالاتی بسیار مرموز هستند.
افرادی که در اینجا زندگی میکنند باید راه و روش خاص خود را داشته باشند و تحت تأثیر شرایطی باشند که در آن زندگی میکنند. این گفتگو از بالا، با مکثهای گاه به گاه برای نگاه کردن به پایین و دیدن آنچه در حال وقوع است، نوعی سرزندگی به آنچه در غیر این صورت نوعی زندگی خوابآلود و قدیمی بود، میبخشد. همانطور که به خوبی شناخته شده است، ما شکل تئاترهای خود را مدیون این چیدمان قدیمی هستیم. حیاط مسافرخانه قدیمی که مکان مورد علاقهای برای سرگرمی بود، مهمانان در راهروها جمع میشدند تا تماشا دعانویس اهر کنند. کف سالن، گودال بعدی را طلسم تداعی میکرد.
در حالی که صحنه، رو به طاق، در انتهای طلسم نویس آن، برپا شده بود. در کاونت گاردن، زیر ایوان سرپوشیدهی اینیگو جونز ، چند دعا مهمانخانهی قدیمی کاملاً به سبک پیکویکی طلسم یافت میشود، با بارها و اتاقهای دنجی که زمینهی مناسبی دعا برای گردهمایی مردان و زنان دیکنز هستند. این مهمانخانهها «تاویستاک» و «بدفورد» هستند که مورد توجه مردان مجرد دعانویس آذرشهر روستایی قرار گرفتهاند. آنها باید تقریباً به قدمت خودِ ستون باشند؛ در حالی که «قهوهخانهی بدفورد» تاریخچهی خاص خود را دارد که با جادو و طلسمات نامهای چرچیل، هوگارث، دوک نورفولکِ سفارشدهندهی استیک، و بسیاری از افراد مشهور دیگر، درخشنده است.
«حمامها» نیز هنوز رونق دارند، جایی که کشیش فورد، همانطور که دکتر جانسون توصیف کرده است، روح را دیده است؛ اما بازسازی شده است. در بالای همپستد هیث، و در مکانی بسیار زیبا، «قلعه جک استراو» قرار دارد، مسافرخانهای کوچک که شهرت خاص خود را دارد. گفته میشود این قلعه بلندترین نقطه در این محله است و اگرچه بسیار به شهر طلسم نزدیک است، اما حال و هوای آنتیک و واقعاً روستایی دارد. صبحهای دلپذیر همپستد، با هوای پرشور ارتفاعات شمالی، چشمانداز خانههای قدیمی و شاد با آجر قرمز، مجاورت چرچ رو، یکی از مؤثرترین «بخشهای» معماری آجری قدیمی در کشور، و فراز و نشیبهای لذتبخش هیث، همگی «قلعه جک استراو» را به یک مهمانخانه بسیار قابل قبول تبدیل میکنند، اگرچه جان سدلیر با جام زهر نقرهایاش که چند یارد
آن طرفتر افتاده بود، به سختی از کنارش پیدا شد. خوانندگان «زندگی دیکنز» اثر فورستر، سفرهای متعدد این رماننویس را به همراه دوست «محترم»ش به این مسافرخانه و شامهای دونفره دلپذیر پس از آن به یاد خواهند آورد.
فضای شلوغ طلسم و پرجنبوجوش کسب و کار. این حیاط با وجود بینظمیاش، چندان هم بیمنظره نیست، گالریهای چوبی قدیمی با ساختمانهایی با طرحهای متفاوت که برخی از آنها به سمت جلو پیش آمدهاند، جایگزین شدهاند. گالریها با رنگآمیزی و گلهای فراوان، شاد و سرزنده هستند؛ و در مجموع، به طلسم نویس نظر میرسد که میتوان در مسافرخانهی خود در اینجا به راحتی استراحت کرد. «سر ملکه» که کمی پایینتر قرار دارد، مجموعهای بسیار مؤثر از ساختمانهای نامنظم است که حتی زیباتر هم هست. دو دعانویس عجب شیر گالری بهترین دعانویس شهر در سمت چپ آن قرار دارد، اما بخش دیگری برای فضای بیشتر و راحتی، تختهبندی شده است.
یک طاق بلند در بلوک مرکزی، نمایی شبیه به د هوگ از حیاط دیگری در آن دعا سوی آن ارائه میدهد، در حالی که یک بار با پنجرههای قوسی در جلو ساخته شده است و حال و هوای کاپیتان کاتل را تداعی میکند.{۱۸۱}اینجا نیز سقف کاشیکاری شدهی جادو و طلسمات دعا سنگینی وجود دارد که بر فراز آن گنبدی کوچک و نوکتیز قرار گرفته است، که بیتاثیر هم نیست. به سختی میتوان صدای همهمه شهر را بدون آن شنید. چه کسی در این مکانها «مینشیند»؟ چه نوع «سرگرمی برای طلسم انسان یا حیوان» وجود دعانویس سردرود دارد؟ مهمانان چه مدت اقامت میکنند؟ اینها سوالاتی بسیار مرموز هستند.
افرادی که در اینجا زندگی میکنند باید راه و روش خاص خود را داشته باشند و تحت تأثیر شرایطی باشند که در آن زندگی میکنند. این گفتگو از بالا، با مکثهای گاه به گاه برای نگاه کردن به پایین و دیدن آنچه در حال وقوع است، نوعی سرزندگی به آنچه در غیر این صورت نوعی زندگی خوابآلود و قدیمی بود، میبخشد. همانطور که به خوبی شناخته شده است، ما شکل تئاترهای خود را مدیون این چیدمان قدیمی هستیم. حیاط مسافرخانه قدیمی که مکان مورد علاقهای برای سرگرمی بود، مهمانان در راهروها جمع میشدند تا تماشا دعانویس اهر کنند. کف سالن، گودال بعدی را طلسم تداعی میکرد.
در حالی که صحنه، رو به طاق، در انتهای طلسم نویس آن، برپا شده بود. در کاونت گاردن، زیر ایوان سرپوشیدهی اینیگو جونز ، چند دعا مهمانخانهی قدیمی کاملاً به سبک پیکویکی طلسم یافت میشود، با بارها و اتاقهای دنجی که زمینهی مناسبی دعا برای گردهمایی مردان و زنان دیکنز هستند. این مهمانخانهها «تاویستاک» و «بدفورد» هستند که مورد توجه مردان مجرد دعانویس آذرشهر روستایی قرار گرفتهاند. آنها باید تقریباً به قدمت خودِ ستون باشند؛ در حالی که «قهوهخانهی بدفورد» تاریخچهی خاص خود را دارد که با جادو و طلسمات نامهای چرچیل، هوگارث، دوک نورفولکِ سفارشدهندهی استیک، و بسیاری از افراد مشهور دیگر، درخشنده است.
«حمامها» نیز هنوز رونق دارند، جایی که کشیش فورد، همانطور که دکتر جانسون توصیف کرده است، روح را دیده است؛ اما بازسازی شده است. در بالای همپستد هیث، و در مکانی بسیار زیبا، «قلعه جک استراو» قرار دارد، مسافرخانهای کوچک که شهرت خاص خود را دارد. گفته میشود این قلعه بلندترین نقطه در این محله است و اگرچه بسیار به شهر طلسم نزدیک است، اما حال و هوای آنتیک و واقعاً روستایی دارد. صبحهای دلپذیر همپستد، با هوای پرشور ارتفاعات شمالی، چشمانداز خانههای قدیمی و شاد با آجر قرمز، مجاورت چرچ رو، یکی از مؤثرترین «بخشهای» معماری آجری قدیمی در کشور، و فراز و نشیبهای لذتبخش هیث، همگی «قلعه جک استراو» را به یک مهمانخانه بسیار قابل قبول تبدیل میکنند، اگرچه جان سدلیر با جام زهر نقرهایاش که چند یارد
آن طرفتر افتاده بود، به سختی از کنارش پیدا شد. خوانندگان «زندگی دیکنز» اثر فورستر، سفرهای متعدد این رماننویس را به همراه دوست «محترم»ش به این مسافرخانه و شامهای دونفره دلپذیر پس از آن به یاد خواهند آورد.
