سه شنبه ۲۸ بهمن ۰۴ ۱۸:۴۱ ۴ بازديد
آنها احترام میگذاشتند و از آنها پیروی میکردند، مانند مغان باستان، ترجیح میدهند به دنبال چنین نور پیوند درخشانی که شوپنهاور بر سر خود بلند کرده بود، برقصند! با مشاهده این بهترین دعانویس شهر موضوع، و اینکه چگونه آموزه متروک جادو و طلسمات او در حال رواج یافتن است، و با تشخیص برخی از ویژگیهای شخصی او (به ویژه تکبر او) در میان دیگر متفکران دعا نزدیکتر به خانه، وسوسه میشویم که با محبت و پشیمانی به فروتنانهترین نیکیهای قدیمی برگردیم. بسیاری از ما با اطمینان خاطر اطمینان داشتیم که وقتی دانش افزایش مییابد، خرد و عشق نیز همراه با آن رشد میکنند؛ که بدون از دست دادن درسهای مقدس گذشته، بشر بینش عمیقتری دعانویس سوسنگرد نسبت به حقیقت اخلاقی به دست جادو و طلسمات خواهد آورد، و جنبههای شخصیت زیباتر، شادتر و کاملتر در تمام طلسم نویس مواهب
و الطاف بشریت نسبت به آنچه جهان تاکنون به خود دیده است، به نظر خواهد رسید - فضایل جادو و طلسمات دیرینه قهرمان و قدیس سرانجام با هم ترکیب شدند. افسوس! اگر قرار است شوپنهاورها در میان ما افزایش یابند و تکثیر شوند، این امیدها در واقع رؤیاپردازانه بودهاند! همچنان که شخصیت او از زندگینامهاش پدیدار میشود و به وضوح در معرض دید قرار میگیرد، خاطرات بسیاری از مردان و زنان کماهمیت جهان در ذهن ما پدیدار میشوند و خود را در مقابل این فیلسوف بزرگ قرار میدهند.[صفحه ۱۱۸]ما دعانویس امیدیه کسانی را به یاد میآوریم که به جای فرار از وحشت طاعون یا جنگ، آزادانه به ندای خیرخواهی یا میهنپرستی به استقبال آنها رفتهاند.
ما کسانی را به یاد میآوریم که به جای اینکه همنوعان خود را «حقیر» بیابند، در تمام عمر دوستانی دوستداشتنی، همسرانی وفادار و مهربان، والدین دعا و فرزندانی فداکار، نیکوکارانی پرشور بودهاند و ثروت و سلامتی و هر لذتی را فدا کردهاند تا بدبختترین افراد بشر - جنایتکار، بیمار، شرور و رها شده - را تسکین داده و متبرک کنند. ما کسانی را به یاد میآوریم که به جای اینکه از «تغییرناپذیری» نقصهای اخلاقی خود راضی باشند، شب و روز تلاش کردهاند، مانند زائری که در برابر آپولیون زانو زده، قلبهای خود را از هر لکهای دعانویس رامهرمز پاک کنند و به جای اینکه به خاطر شایستگیهایشان به اندازه کافی پاداش نگرفتهاند، مشیت الهی را محکوم کنند، بیش از همه خدا را به خاطر مصائبشان ستایش کردهاند.
ما همه اینها را به یاد میآوریم، دعا و همچنین شکوه آرامش و صبر را در چهرههای رنجدیدهشان به یاد میآوریم. و از اعماق روح ما این حکم صادر میشود که کودنترین «بیفرهنگ» از میان همه، در مقیاس شرافت واقعی، از هزار فیلسوف بدبین باارزشتر بوده است. شوپنهاور، در حقیقت، بهترین نمونهای بود که میتوانست از مغالطهی عقلپرستی بهترین دعانویس شهر مدرن، یعنی بتپرستی نیروی ذهنی صرف، نشان دهد.[صفحه ۱۱۹]که به ندرت از پرستش نیروی فیزیکی بادها یا آبها، احمقانهتر و پستتر است. همانطور دعانویس بهبهان که پستی در یک پادشاه و خساست در یک میلیونر، پستتر است، تمام گناهان و پستیهای اخلاقی نیز وقتی بر پایه نبوغ قرار میگیرند، پستتر میشوند.
ذهنهایی وجود دارند - و ذهن شوپنهاور یکی از آنها بود بهترین دعانویس شهر - که درخشندگی آنها مانند یک فانوس دریایی است. بهترین کاربرد آن، آشکار کردن دریای سرد و متلاطم و صخرههای دلگیر است که افراد ناآگاه طلسم دعا ممکن است بر روی آنها غرق شوند. این پرسش که «بدبینی تا چه حد حقیقت دارد و وضعیت واقعی جهان تا چه حد ما را در اعلام شر بودن زندگی توجیه میکند؟» بسیار گسترده و جدی است که نمیتوان بهترین دعانویس شهر در این مقاله کوتاه به آن پرداخت. تنها یک نکته باید در جهت کاهش دعانویس جاجرم انتقادات طلسم گسترده از نظم کنونی امور که بدبینان معمولاً به آن دامن میزنند، بیان شود.
اگر استدلالهای آنها را بررسی دعا کنیم، خواهیم دید که حداقل یک سوم آنها بر این فرض بنا جادو و طلسمات شدهاند (که طلسم نویس هیچ چیز در فلسفه اصیل آن را تأیید نمیکند) که «فرضیه خدا» مستلزم انتساب نه تنها قدرت برتر، بلکه قدرت مطلق ، و به طور کلی قدرتی است که شامل تناقضات درونی است. اگر بتوانیم از این مغالطه مکرراً جادو و طلسمات دور شویم و هیچ پاسخی نشنویم، میتوانیم بسیاری از مشکلات را از طلسم نویس بین ببریم.[صفحه ۱۲۰]بیشتر اینکه خدا باید هر موجودی را کاملاً خوشبخت و همچنین کاملاً پرهیزگار کند؛ و جلال شهید را روشن کند، در حالی که همواره شمع شهید را خاموش میکند.
و الطاف بشریت نسبت به آنچه جهان تاکنون به خود دیده است، به نظر خواهد رسید - فضایل جادو و طلسمات دیرینه قهرمان و قدیس سرانجام با هم ترکیب شدند. افسوس! اگر قرار است شوپنهاورها در میان ما افزایش یابند و تکثیر شوند، این امیدها در واقع رؤیاپردازانه بودهاند! همچنان که شخصیت او از زندگینامهاش پدیدار میشود و به وضوح در معرض دید قرار میگیرد، خاطرات بسیاری از مردان و زنان کماهمیت جهان در ذهن ما پدیدار میشوند و خود را در مقابل این فیلسوف بزرگ قرار میدهند.[صفحه ۱۱۸]ما دعانویس امیدیه کسانی را به یاد میآوریم که به جای فرار از وحشت طاعون یا جنگ، آزادانه به ندای خیرخواهی یا میهنپرستی به استقبال آنها رفتهاند.
ما کسانی را به یاد میآوریم که به جای اینکه همنوعان خود را «حقیر» بیابند، در تمام عمر دوستانی دوستداشتنی، همسرانی وفادار و مهربان، والدین دعا و فرزندانی فداکار، نیکوکارانی پرشور بودهاند و ثروت و سلامتی و هر لذتی را فدا کردهاند تا بدبختترین افراد بشر - جنایتکار، بیمار، شرور و رها شده - را تسکین داده و متبرک کنند. ما کسانی را به یاد میآوریم که به جای اینکه از «تغییرناپذیری» نقصهای اخلاقی خود راضی باشند، شب و روز تلاش کردهاند، مانند زائری که در برابر آپولیون زانو زده، قلبهای خود را از هر لکهای دعانویس رامهرمز پاک کنند و به جای اینکه به خاطر شایستگیهایشان به اندازه کافی پاداش نگرفتهاند، مشیت الهی را محکوم کنند، بیش از همه خدا را به خاطر مصائبشان ستایش کردهاند.
ما همه اینها را به یاد میآوریم، دعا و همچنین شکوه آرامش و صبر را در چهرههای رنجدیدهشان به یاد میآوریم. و از اعماق روح ما این حکم صادر میشود که کودنترین «بیفرهنگ» از میان همه، در مقیاس شرافت واقعی، از هزار فیلسوف بدبین باارزشتر بوده است. شوپنهاور، در حقیقت، بهترین نمونهای بود که میتوانست از مغالطهی عقلپرستی بهترین دعانویس شهر مدرن، یعنی بتپرستی نیروی ذهنی صرف، نشان دهد.[صفحه ۱۱۹]که به ندرت از پرستش نیروی فیزیکی بادها یا آبها، احمقانهتر و پستتر است. همانطور دعانویس بهبهان که پستی در یک پادشاه و خساست در یک میلیونر، پستتر است، تمام گناهان و پستیهای اخلاقی نیز وقتی بر پایه نبوغ قرار میگیرند، پستتر میشوند.
ذهنهایی وجود دارند - و ذهن شوپنهاور یکی از آنها بود بهترین دعانویس شهر - که درخشندگی آنها مانند یک فانوس دریایی است. بهترین کاربرد آن، آشکار کردن دریای سرد و متلاطم و صخرههای دلگیر است که افراد ناآگاه طلسم دعا ممکن است بر روی آنها غرق شوند. این پرسش که «بدبینی تا چه حد حقیقت دارد و وضعیت واقعی جهان تا چه حد ما را در اعلام شر بودن زندگی توجیه میکند؟» بسیار گسترده و جدی است که نمیتوان بهترین دعانویس شهر در این مقاله کوتاه به آن پرداخت. تنها یک نکته باید در جهت کاهش دعانویس جاجرم انتقادات طلسم گسترده از نظم کنونی امور که بدبینان معمولاً به آن دامن میزنند، بیان شود.
اگر استدلالهای آنها را بررسی دعا کنیم، خواهیم دید که حداقل یک سوم آنها بر این فرض بنا جادو و طلسمات شدهاند (که طلسم نویس هیچ چیز در فلسفه اصیل آن را تأیید نمیکند) که «فرضیه خدا» مستلزم انتساب نه تنها قدرت برتر، بلکه قدرت مطلق ، و به طور کلی قدرتی است که شامل تناقضات درونی است. اگر بتوانیم از این مغالطه مکرراً جادو و طلسمات دور شویم و هیچ پاسخی نشنویم، میتوانیم بسیاری از مشکلات را از طلسم نویس بین ببریم.[صفحه ۱۲۰]بیشتر اینکه خدا باید هر موجودی را کاملاً خوشبخت و همچنین کاملاً پرهیزگار کند؛ و جلال شهید را روشن کند، در حالی که همواره شمع شهید را خاموش میکند.
