دوشنبه ۲۷ بهمن ۰۴ ۱۱:۲۹ ۵ بازديد
یاد او را گرامی خواهند داشت و هنگامی که فهرست طولانی کشتهشدگان شریف و قهرمان ویرجینیا خوانده شود، نام ویلیام اچ. فیتزهیو لی توسط مادرش، کامنولث، به عنوان یکی از شریفترین و صادقترین فرزندانش، سوگواری خواهد شد. در پایان، آقای رئیس، به عنوان شایستهترین ادای احترامی که دیدهام، سرمقالهای از روزنامهی را که روز پس از مرگ ژنرال لی نوشته شده است، میخوانم : ژنرال ویلیام هنری فیتزهیو لی ، پسر دوم ژنرال رابرت ادوارد لی، درگذشت. ناقوسها دیروز عصر به صدا درآمدند. چند ساعت قبل از اینکه ژنرال از رودخانه عبور کند و زیر درخت سقفش در ریونزورث استراحت کند، خورشید جنوبی بستر مرگش را روشن کرد و نسیم پاییزی مرثیهاش دعانویس دماوند را خواند.
تب شدید پس از مرگ، او را به خوبی میخواباند. او مدت زیادی بیمار بود و از طلسم نویس آنجایی که بیماریاش لاعلاج بود، مرگ تسکینی برای او بود. اکنون دیگر دردی برای او نیست، بلکه خواب طولانی و آرامِ عدالت است. خانوادهی داغدارش در کنار بسترش بودند، اما او با آنها خداحافظی نکرد و ترجیح داد وقتی در دنیایی بهتر به او ملحق شدند، به آنها خوشامد بگوید. مرگ او مایه تاسف بسیاری طلسم نویس از کسانی است که او را میشناختند؛ و بیشتر از آن، کسانی که او دعا را به خوبی میشناختند. ژنرال لی ، مانند پدرش، ذاتاً آرام و گوشهگیر بود و در معاشرت با دیگران، وقتی پای حق و اصول در میان نبود، همواره مطابق با قاعدهی اشرافیت عمل میکرد ، اما وقتی دعانویس نسیم شهر پای آنها در میان
بود، او مانند هر مرد دیگری در حمایت از اعتقاداتش راسخ بود. او در برابر تمام بادهایی که میوزید، مقاومت میکرد، اما همیشه با نزاکتی که مشخصه یک جنتلمن کامل جادو و طلسمات است. او وظیفه خود را نسبت به خدایش، خانوادهاش، ایالتش و کشورش انجام میداد و این کار را به خوبی انجام میداد و با وفاداری تمام امانتهایی را که در زندگی نظامی و غیرنظامی به او سپرده شده بود، اجرا دعا میکرد. او آداب و رسوم قدیمی ویرجینیا را دوست داشت، اما سعی میکرد با رعایت ادب و نزاکت، خود را با نظم جدید وفق دهد و این کار دعانویس ری را بدون هیچ شکایت و سرزنش بیفایدهای انجام میداد.
او در سنا و کنگره ملی به طور مؤثر به ایالت خود خدمت کرد و در ارتش کنفدراسیون، با ارتقای شایسته، هر مقامی را از کاپیتانی دعا تا سرلشکر سواره نظام به دست آورد. روزگاری اوضاع فرق میکرد، اما ویرجینیا اکنون به سختی میتواند از چنین مردی جدا شود، و با مرگ او، مانند مرگ پدر نامدارش، پسری واقعی و شجاع را از دست داده است که وقتی در حال انجام بهترین دعانویس شهر وظیفه دعانویس ورامین نبود، مانند یک زن مهربان بود. شهرت او با داشتن چنین پسری افزایش یافته است. باشد که او پسران بسیار بیشتری مانند او داشته باشد. [11] آدرس جادو و طلسمات آقای ادموندز، از ویرجینیا .
آقای رئیس : هدف من این نیست که بخواهم در مورد زندگی و شخصیت ژنرال ویلیام اچ. اف. لی ، نماینده فقید حوزه انتخابیه هشتم ویرجینیا، سخنان مفصلی بیان کنم، اما نمیتوانم اجازه دهم این فرصت از دست برود و دست و دلم از ادای احترام فروتنانه به یاد او باز بماند. زندگی ژنرال لی پس از دوران مردانگی، در ارتش یا به عنوان کشاورز سپری شد. در اوایل زندگی، طلسم نویس او به عنوان ستوان در هنگ ششم پیاده نظام ایالات متحده طلسم خدمت نظامی را تجربه کرد و در لشکرکشی سال ۱۸۵۸ علیه مورمونها با ژنرال آلبرت سیدنی دعانویس قرچک جانستون بود.
او از ارتش استعفا داد و به دعا ایالت زادگاهش ویرجینیا بازگشت و به کشاورزی پرداخت. در اوایل مبارزات داخلی اخیر، یک گروهان سوارهنظام تشکیل داد و از مقام فرماندهی گروهان به مقام سرلشکر ارتقا یافت بهترین دعانویس شهر و تا پایان در آپوماتوکس، آرمانی را که بهترین دعانویس شهر در آن ثبت نام کرده بود، دنبال کرد. در آنجا دو فرمانده بزرگ نظامی با هم ملاقات کردند و یکی از آنها، پدر نامدارش، شمشیر خود و دعا بقایای مثله شده ارتشی را که با نهایت شجاعت و استقامت تحت رهبری یک رهبر با مهارت و وفاداری بینظیر جنگیده بود، به دیگری تسلیم کرد.
ژنرال لی ، پس از پایان نبرد، با از سرگیری شهروندی خود در صلح، به مزرعه و شغل طلسم کشاورزی خود بازگشت. او توسط مردمش از حوزه انتخابیه سناتوری خود به مجلس قانونگذاری انتخاب شد. او یک دوره در سنای ویرجینیا خدمت کرد و از نامزدی مجدد خودداری کرد.
تب شدید پس از مرگ، او را به خوبی میخواباند. او مدت زیادی بیمار بود و از طلسم نویس آنجایی که بیماریاش لاعلاج بود، مرگ تسکینی برای او بود. اکنون دیگر دردی برای او نیست، بلکه خواب طولانی و آرامِ عدالت است. خانوادهی داغدارش در کنار بسترش بودند، اما او با آنها خداحافظی نکرد و ترجیح داد وقتی در دنیایی بهتر به او ملحق شدند، به آنها خوشامد بگوید. مرگ او مایه تاسف بسیاری طلسم نویس از کسانی است که او را میشناختند؛ و بیشتر از آن، کسانی که او دعا را به خوبی میشناختند. ژنرال لی ، مانند پدرش، ذاتاً آرام و گوشهگیر بود و در معاشرت با دیگران، وقتی پای حق و اصول در میان نبود، همواره مطابق با قاعدهی اشرافیت عمل میکرد ، اما وقتی دعانویس نسیم شهر پای آنها در میان
بود، او مانند هر مرد دیگری در حمایت از اعتقاداتش راسخ بود. او در برابر تمام بادهایی که میوزید، مقاومت میکرد، اما همیشه با نزاکتی که مشخصه یک جنتلمن کامل جادو و طلسمات است. او وظیفه خود را نسبت به خدایش، خانوادهاش، ایالتش و کشورش انجام میداد و این کار را به خوبی انجام میداد و با وفاداری تمام امانتهایی را که در زندگی نظامی و غیرنظامی به او سپرده شده بود، اجرا دعا میکرد. او آداب و رسوم قدیمی ویرجینیا را دوست داشت، اما سعی میکرد با رعایت ادب و نزاکت، خود را با نظم جدید وفق دهد و این کار دعانویس ری را بدون هیچ شکایت و سرزنش بیفایدهای انجام میداد.
او در سنا و کنگره ملی به طور مؤثر به ایالت خود خدمت کرد و در ارتش کنفدراسیون، با ارتقای شایسته، هر مقامی را از کاپیتانی دعا تا سرلشکر سواره نظام به دست آورد. روزگاری اوضاع فرق میکرد، اما ویرجینیا اکنون به سختی میتواند از چنین مردی جدا شود، و با مرگ او، مانند مرگ پدر نامدارش، پسری واقعی و شجاع را از دست داده است که وقتی در حال انجام بهترین دعانویس شهر وظیفه دعانویس ورامین نبود، مانند یک زن مهربان بود. شهرت او با داشتن چنین پسری افزایش یافته است. باشد که او پسران بسیار بیشتری مانند او داشته باشد. [11] آدرس جادو و طلسمات آقای ادموندز، از ویرجینیا .
آقای رئیس : هدف من این نیست که بخواهم در مورد زندگی و شخصیت ژنرال ویلیام اچ. اف. لی ، نماینده فقید حوزه انتخابیه هشتم ویرجینیا، سخنان مفصلی بیان کنم، اما نمیتوانم اجازه دهم این فرصت از دست برود و دست و دلم از ادای احترام فروتنانه به یاد او باز بماند. زندگی ژنرال لی پس از دوران مردانگی، در ارتش یا به عنوان کشاورز سپری شد. در اوایل زندگی، طلسم نویس او به عنوان ستوان در هنگ ششم پیاده نظام ایالات متحده طلسم خدمت نظامی را تجربه کرد و در لشکرکشی سال ۱۸۵۸ علیه مورمونها با ژنرال آلبرت سیدنی دعانویس قرچک جانستون بود.
او از ارتش استعفا داد و به دعا ایالت زادگاهش ویرجینیا بازگشت و به کشاورزی پرداخت. در اوایل مبارزات داخلی اخیر، یک گروهان سوارهنظام تشکیل داد و از مقام فرماندهی گروهان به مقام سرلشکر ارتقا یافت بهترین دعانویس شهر و تا پایان در آپوماتوکس، آرمانی را که بهترین دعانویس شهر در آن ثبت نام کرده بود، دنبال کرد. در آنجا دو فرمانده بزرگ نظامی با هم ملاقات کردند و یکی از آنها، پدر نامدارش، شمشیر خود و دعا بقایای مثله شده ارتشی را که با نهایت شجاعت و استقامت تحت رهبری یک رهبر با مهارت و وفاداری بینظیر جنگیده بود، به دیگری تسلیم کرد.
ژنرال لی ، پس از پایان نبرد، با از سرگیری شهروندی خود در صلح، به مزرعه و شغل طلسم کشاورزی خود بازگشت. او توسط مردمش از حوزه انتخابیه سناتوری خود به مجلس قانونگذاری انتخاب شد. او یک دوره در سنای ویرجینیا خدمت کرد و از نامزدی مجدد خودداری کرد.
